محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
1252
تاريخ الطبرى ( فارسي )
« همهء حميريان اسلام آورده اى و مشركان را كشته اى ، ترا به نيكى مژده باد . « با حميريان نيكى كن و خيانت مكنيد و زبون مشويد كه پيمبر خدا دوست « توانگر و مستمند شماست . زكات بر محمد و خاندان وى حلال نيست ، اين « زكات براى مؤمنان فقير و به راه ماندگان است ، مالك خبر آورد و حفظ - « الغيب كرد ، با او نيكى كنيد و من از صلحا و عالمان خاندانم و اهل دينم « كس سوى شما فرستادم ، با آنها نيكى كنيد كه مورد نظرند و السلام عليكم و « رحمة الله و بركاته . » واقدى گويد : در همين سال فرستادگان طايفهء بهرا كه سيزده كس بودند پيش پيمبر خدا صلى الله عليه و سلم آمدند و پيش مقداد بن عمرو منزل گرفتند . گويد : در همين سال فرستادگان بنى بكا پيش پيمبر خدا آمدند . گويد : در همين سال پيمبر خداى وفات نجاشى پادشاه حبشه را به مسلمانان خبر داد و او در رجب سال نهم هجرت مرده بود . گويد : در همين سال ابو بكر با كسان حج كرد و با سيصد كس از مدينه درآمد و پيمبر بيست قربانى با او فرستاد . ابو بكر نيز پنج قربانى همراه داشت . عبد الرحمن - بن عوف نيز در اين سال به حج رفت و قربانى كرد . و چنان شد كه پيمبر خداى صلى الله عليه و سلم على بن ابى طالب رضى الله عنه را به دنبال ابو بكر فرستاد كه در عرج به دو رسيد و به روز عيد قربان آيات سورهء برائت را به نزديك عقبه براى كسان خواند . سدى گويد : وقتى آيات سورهء برائت تا آيهء چهلم نازل شد پيمبر آن را با ابو بكر فرستاد و او را سالار حج كرد و او برفت و چون به درخت ذى الحليفه رسيد به گفتهء پيمبر على از دنبال بيامد و آيات را از ابو بكر گرفت و ابو بكر پيش پيمبر صلى الله عليه و سلم بازگشت و گفت : « اى پيمبر خدا پدر و مادرم فداى تو باد آيا چيزى در بارهء من نازل شده ؟ »